سايت بازتاب خلاصه ي يك گزارش تحقيقي در مورد چگونگي برخورد قضائي با تجاوز جنسي در ايران را به قلم محمد مطهري منتشر كرده است. در اين گزارش آمده است: اخبار حوادث كه بالقوه ميتواند نقشي تعيين كننده در افزايش امنيت جامعه ايفا كند در وضع كنوني خود، دو پيام روشن به همراه دارد: پيام اول براي مردم است و پيام دوم براي مجرمين. پيام آن براي مردم همان مدعاي اين مقالات است كه امنيت و جان و ناموس مردم در كشور ما ارزش لازم را ندارد، و پيام دوم آن براي مجرمين فعلي و آينده است كه در صورت ارتكاب جرم، لزوما نه آبرويشان در خطر است و نه مجازاتي سنگين در پيش دارندقسمت هايي از اين گزارش در زير آمده است:
چند روز پيش خبري تكان دهنده منتشر شد. دختر ۵ سالهاي به همراه ده عضو خانواده به رستوراني در منيريه ميرود و كارگر رستوران با نشان دادن يك شكلات از دور، او را به زيرزمين كشانده و مورد تعرض قرار ميدهد. (اعتماد ملي، اول ارديبهشت ۱٣٨۷). اينكه يك فرد به خود جرأت ميدهد در فاصله چند متري والدين يك كودك و هشت نفر ديگر از اعضاي خانواده اش، با او چنين كند و بعد راست راست در رستوران قدم بزند در ابتدا عجيب به نظر ميرسد. ولي به عقيده من، اين فرد اگر صفحات حوادث روزنامه را خوانده و اخبار صدا و سيما را ديده باشد به دلايل زير در محاسبات خود اشتباه نكرده است:
اولا: او نيك ميداند كه رسانه ملي با تمسك به لزوم برهم نزدن آرامش رواني مردم و يا حفظ آبروي خانوادهي متهم ـ كه ارزش اين استدلال در جاي خود بررسي خواهد شد ـ نه خبر وقوع جرم و نه تصوير او را حتي از شبكه استاني پخش نخواهد كرد...
ثانيا: در صفحه حوادث از اين نوع اخبار كم نخوانده است كه مثلا دندانپزشكي در ولنجك با تزريق ماده بيهوشي به جاي بي حسي، به هفتاد و نه تن از بانوان و دختران تعرض كرده و از اعمال كثيف خود فيلم گرفته است و قاضي او را به هشت سال زندان محكوم كرده است (هموطن سلام، ۲۹ دي ۱٣٨٣). بنابراين گمان ميبرد كه مجازات وي نبايد از يكي دو ماه فراتر رود.
ثالثا: او ديده است كه فردي عليرغم هفده مورد تجاوز به پسربچهها در شهرك غرب به قاضي اظهار كرده كه بيمار رواني است و از روي اختيار اين جرمها را مرتكب نشده و در نتيجه پس از يك هفته نيز آزاد شده است. بنابراين راه اين نوع بهانهها هم باز است.
رابعا: جرمي را انتخاب كرده كه اكثر قريب به اتفاق قربانيان يا خانوادههايشان جهت حفظ آبرو از شكايت صرف نظر ميكنند. فيلمبرداري با موبايل هم بهترين راه منصرف كردن قرباني از شكايت است...
نكته بسيار مهم و مورد غفلت اين است كه اين وضعيت باعث شده تعرض به بانوان در ايران از دو جهت، شكلي استثنايي به خود بگيرد. تجاوز كه به هر حال در هر كشوري اتفاق ميافتد، در ساير كشورها غالبا" به صورت فردي، با صورت پوشيده (از ترس چهره نگاري) و در مكانهاي بسيار خلوت مثل بيابان و جنگل انجام ميشود. اما بسياري از متجاوزين نواميس در ايران دريافتهاند كه اين عرصه چنان بي صاحب است كه ميتوان در كنار شغل اول و با استفاده از همان محل يا وسيله به اين كار مبادرت كرد. نه لزومي به پوشاندن چهره است و نه نيازي به تلاش براي يافتن خرابه يا ساختمان نيمه كاره. تعرض دو كارگر به خانم جوان در بدو ورود به يك مهمانسرا هنگام نشان دادن اتاق، در فاصله چند دقيقهاي كه شوهرش براي آوردن مدارك به سمت اتومبيل رفته است (جام جم،۲٣ مرداد ٨۶)، تعرض بنگاهدار قمي كه ضمن نشان دادن منازل خالي، بانوان مشتري را مورد تعرض قرار ميداده و با خيال راحت فردا به سر كار ميرفته است (اعتماد، ۲ مرداد ٨۶)، تعرضات سريالي راننده تاكسي سمند در مشهد (ايسنا، ۲ ارديبهشت ٨۶)، تعرض به دختر جوان در اتاق پرو (جام جم ۱۶ مرداد ٨۶)، و اخبار مكرر در مورد تعرض در محل شركت به بهانه استخدام و غير آن، همه اثبات ميكنند كه متجاوزين حتي از دادن آدرس محل كار به قربانيان نيز واهمه ندارند
پی نوشت:ایرانی جنبه نداره
۲...خوبه همه دین دارن(فقط تو ۳ ماه)خوبه من همیشه بی دینم(من بهترم)
کثافتا دیگه فیلم گرفتنتون واسه چیه؟می دونن دارن خودشون رو می فرستن تو گور ولی باز
انجام میدم که بقیه هم میهنان هم ببینن..
از اینکه هر روز ۱۰۰ تا کلیپ میاد بیرون کی خوشحال میشه؟ اون دختر بد بخت دیگه می تونه زندگی کنه؟
همیشه می پرسم سرنوشت این دخترا چی میشه؟(تقصیر خودشون هم هست)
ای کاش ما ایرانی ها که ادعا غیرتمون میشه همیشه این غیرت رو داشتیم
نمی دونم گاهی کجا میره؟
اگر از راه شهوت وهوا خواهي شد از من خبرت كه بي نوا خواهي شد
بنگر كه كه اي و از كجا آمده اي مي دان كه چه مي كني كجا خواهي شد






